ویژگیهای بازنده
|
بازنده وعده میدهد. | |
|
وقتی بازنده ای مرتكب اشتباه میشود ، میگوید : تقصیر من نبود. |
|
|
بازنده همیشه آنقدر گرفتار است كه نمیتواند به كارهای ضروری بپردازد. |
|
|
بازنده از كنار مشكل گذشته ، و آن را حل نشده رها میكند.
|
|
|
بازنده میگوید : هیچ كس راه حلی را نمیداند.
|
|
|
بازنده آن جا كه نباید ، سازش میكند، و به خاطر چیزی كه ارزش ندارد ، مبارزه میكند. |
|
|
بازنده می گوید : «متاسفم» ، اما در آینده اشتباه خود را تكرار میكند. |
|
|
بازنده دوست داشتنی بودن را ، به مورد تحسین واقع شدن ترجیح میدهد ، حتی اگر بهای آن خفت و خواری باشد. |
|
|
بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود ، برای حرف زدن. |
|
|
بازنده هرگز میانه رو و معتدل نیست گاهی از موضع ضعف ، و گاهی همچون ستمگران فرودست رفتار میكند. |
|
|
بازنده میگوید ، تا بوده همین بوده و تا هست همین است. |
|
|
بازنده از افراد برتر از خود ، خشم و نفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است. |
|
|
بازنده دو نوع سرعت دارد ، یا خیلی تند و یا خیلی كند. |
|
|
بازنده بسیار مشتاق برنده شدن است، در جایی كه نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است. |
|
|
بازنده از توانایی ها و ناتوانی های واقعی خود بی خبراست.
|
|
|
بازنده مشكلات كوچك را آنچنان به هم می آمیزد، كه دیگر قابل حل شدن نیستند. |
|
|
بازنده احساس میكند كه اگر به مردم فرصت داده شود ، نامهربان خواهند شد. |
|
|
بازنده پریشان حواس است. |
|
|
بازنده از ترس مرتكب شدن اشتباه ، یادگرفته كه اقدام به هیچ كاری نكند. |
|
|
بازنده نمیخواهد به عمد دیگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه همیشه این كار را میكند. |
|
|
بازنده مال اندوزی را هدف خود قرار میدهد ، بنابراین گذشته از میزان انباشت ثروت، هیچگاه نمیتواند خود را برنده محسوب كند ، و هرگز برنده نمیشود. |
|
|
بازنده شكستهای خود را ناشی از، تبعیض یا سیاست می داند.
|
|
|
بازنده به قضا و قدر اعتقاد دارد.
|
|
|
بازنده از این كه بیش از آنچه می گیرد، بدهد، احساس میكند بازنده است. |
|
|
بازنده اگر از دیگران عقب به ماند، تندخو و خشن میشود ، و اگر جلوتر از دیگران باشد ، بی احتیاطی میكند. |
|
|
بازنده از این كه خود و یا دیگران به نقایص وی آگاهی یابند ، هراسان است. |
|
|
بازنده هنگامی كه از دیگران بدرفتاری میبیند ، خشم و ناخشنودی خویش را به زبان نمی آورد و زجر می كشد، و با انتقام گرفتن از خود ، شرایط بدتری را پدید می آورد. |
|
|
|
|
|
بازنده فكر میكند كه برای بازنده شدن و برنده شدن قوانینی وجود دارد. |
|
|
بازنده به كسانی كه از خودش قوی ترند ، تكیه میكند و عقده های خود را بر سر افراد ضعیفتر از خویش خالی میكند. |
|
|
بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است. |
|
|
بازنده در وجود یك انسان خوب، بدی ها را می جوید. از این رو ، به سختی میتواند با دیگران همكاری كند. |
|
|
بازنده منكر وجود هرگونه تعصب در خود است ، و بنابراین در سراسر عمر ، اسیر تعصبات خویش خواهد بود. |
|
|
بازنده سازگار شدن با موقعیتهای ضد و نقیض را به كارشایسته ترجیح میدهد. |
|
|
بازنده بی آنكه بازی های سرنوشت را درك نماید ، بدگمان است. |
|
|
بازنده غالبا خشك و رسمی است زیرا ، فاقد توانایی جدی بودن است. |
|
|
بازنده آنچه را كه ضرورت دارد ، با حالتی اعتراض آمیز انجام می دهد، و هیچ توان و نیرویی را برای گرفتن تصمیمات اخلاقی مهم باقی نمی گذارد. |
|
|
بازنده چون در باطن ، برای ارزشهای اخلاقی احترام اندكی قایل است ، بیش از ظرفیت خویش در جهت كسب منابع قدرت بیرونی تلاش میكند. |
|
|
بازنده رفتارهای خود را براساس قصد و نیت خویش و رفتارهای دیگران را براساس نتایج آنها ارزیابی میكند.
|
|
|
بازنده چنان بزدل است كه قادر به نكوهش دیگران نیست ، و چنان حقیر است كه قادر به بخشیدن دیگران هم ، نیست. |
|
|
بازنده آنقدر به صحبت ادامه می دهد ، كه نكته ی اصلی را فراموش میكند. |
|
|
بازنده به خاطر هراس از دادن امتیاز به لجاجت خود ادامه می دهد ، و این در حالی است كه اصول بنیادی اش رفته رفته از بین می رود. |
|
|
بازنده توانایی های خود را هدر میدهد ، زیرا كه آنها را در خدمت ضعفهای خود به كار می گیرد. |
|
بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقیر میكند. |
|
بازنده برای رسیدن به این هدف ، دست به هر كاری میزند ، اما سرانجام ، با شكست روبه رو می شود و به هدف اش نمی رسد. |
